این روزا خیلی ناراحت و از درون داغونم
عصبانیم
عزیزه دلم تو بد وضعیه و سه هفتس تو بیمارستانه
با من که خوبه روحیش خوبه اما من میدونم داره از من ناراحتیشو پنهون میکنه
خیلی اتفاق بدی براش افتاد واقعا خیلی بد بود که فقط صحیح و سلامت موندنش معجزست
هنوزم خودش دقیق نمیدونه چطور شد که این اتفاق افتاد و حتی زیاد نمیدونه چش شده معدش رودش کبدش و مهره هایه گردنش که اسیب های جدی دیدن عمله زیادی شده و دیگه نمیدونه چی شدده و یا میدونه و بمن نمیگه
اره بمن نمیگه و همین عصبانیم میکنه
حدا کنه زودتر حالش بهتر بشه خدایا این روزا خیلی عصبانی و دلگیرم
خدایا میدونم تو حواست خیلی بهمون هستا اما قربونه بزرگیت بشم بیشتر مراقبش باش


ما را در سایت دلنوشته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16